محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

516

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

خود را بمردم نموده ، به درويش خسرو اشتهار يافت و با هر يك از آن مردم ، به زبانى صحبت داشته طرح درويشى و گوشه نشينى انداخت و در اوايل حال ظاهرا امرى كه خلاف شرع اقدس باشد ، به ارتكاب آن جرأت نمىنمود ، تا چندانكه اتباع و اشياعش ، بسرحد كثرت و جمعيت رسيد ، به حكم « إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ » « 1 » نفوس ناقصهء عوام را [ به روش ] « 2 » خلاف و نفاق ، و امور خارج از آداب شريعت و اخلاق مأمور و محكوم ميگردانيد و روز بروز صيت شهرت و آوازهء كثرت مريدان و معتقدان صاحب شقوت او به گوش ادانى و اقاصى رسيد و بواسطه و وسايط ، صورت احوال غوايت مآلش بسمع شريف نواب سكندر خصال رسيده ، به حسب اتفاق روزى شهريار آفاق را بر حوالى تكيهء او عبور افتاد و خسرو خبردار شده از منزل بيرون دويده و دعا و ثنائى كه مناسب تشريف قدوم « 3 » كرامت [ 283 ] لزوم پادشاه ولايت دستگاه درويش بود به تقديم رسانيد و به مداهنه و چرب زبانى التماس نزول نواب فلك ركاب نمود و بنا بر كرم جبلى و خلق فطرى كه لازمهء ذات ملايك صفاتش بود ، كلبهء او را بشرف نزول رشك فردوس برين ساخت و الطاف و اعطاف پادشاهانه نسبت به او بظهور رسانيده فرق اعتبار او را به كسوت عزت برافراخت . پس از آن ، گاه گاه به جهت تحقيق حال و كيفيت احوال ، به تكيهء او آمد [ و ] شد نموده هر نوبت تكلفات فراوان بظهور رسانيده از نقود و اجناس به او مىبخشيد و از اينجهت اكثر امراء و اركان دولت بديدن او رفته و او بطلاقت لسان و فصاحت بيان ، آن جماعت را صيد كرده مريد و معتقد خود ساخت و ايشان صدقات و نذورات « 4 » ، از اشياء نفيسه مثل كمر خنجرهاى مرصع و تشريفات مقطع نزد او مىبردند و در اندك روزگارى جمعيت بسيار در سلسلهء آن سر حلقهء فجار و سرآمد اشرار دست بهم داده كثرت مريدان و جمعيت مرتدان به حدى « 5 » رسيد كه

--> ( 1 ) - سورهء 12 آيهء 53 ( 2 ) - هر دو نسخه : بر دوش ( 3 ) - م : قدم ( 4 ) - م : نذرات ( 5 ) - م : مريدان به حدى